معلقات سبع
بعونکَ یا لطیفُ
|
گرد آورنده : فریبا سرلکی گروه ادبیات عرب الیگودرز
|
معلقات :
معلقات اشعاري هستند كه بوسيله ي 7 تن از شاعران جاهلي و به روايتي 10 نفر سروده شده اند . اين اشعار را به خاطر عظمتي فني و ارزش ادبي به ديوار كعبه آويزان مي كردند . به معلقات ، مذهبات ، السبع الطوال و السموط نيز گفته مي شود.گردآورنده اين اشعار "حماد الراويه"مي باشد .
صاحبان معلقات
1 – امرؤالقيس ( 540 – 500 م ) [1]
پدرش حجر كندي ، بر قبيله ي بني اسد در سرزمين نجد حكومت داشته است . امرؤالقيس عمر خود را در خوشگذراني و عياشي و بدمستي و سرودن غزليات عشقبازي گذرانده است . از اين رو از طرف پدرش رانده شده و با بوالهوسان در سير و سياحت و باده نوشي و شكار سرگرم بوده و پس از كشته شدن پدرش به هوش آمده و در صدد خونخواهي و پس گرفتن حكومت از دست رفته ي نياكانش بر آمده و جنگهايي را به راه انداخته ، ولي عاقبت شكست خورده و از دست منذر بن ماء السماء گريخته و به ملك روم ( يوستيانوس ) پناه برده و بعد از مدتي در آنكارا به مرض آبله درگذشته است
امرؤالقيس از شعراي طبقه ي اول جاهلي و بلكه اول آنها به شمار مي رود . امام علي ( ع ) نيز او را برترين شاعر عرب مي داند . [2]القاب او "الملك الضليل " " ذوالقروح " " شاعر غزل و طبيعت " مي باشد .
معلقه ي امرؤالقيس از ديگر معلقات مشهورتراست كه آن را در بحر طويل و در 81 بيت سروده است با اين مطلع:
"قفا نبك من ذكري حبيب و منزل
بسقط ِاللوي بينَ الدخولِ فحومل "
2 – طرفه بن العبد
طرفه پسر عبد پسر سفيان بكري ( 569 - 543م ) نامش عمرو بوده و به واسطه ي بيت شعري كه سروده است لقب طرفه را به وي داده اند . ( طرفه در اصل نام درختي است . )
او در خانواده اي شريف و بزرگوار در بحرين خليج فارس به دنيا آمد . نام مادرش ورده دختر عبدالمسيح بوده است . پدر و جد و دو عمو و دايي طرفه همه شاعر بوده اند . در كودكي پدرش را از دست داده و تحت كفالت عموهايش در آمده و نسبت به او و مادرش ستم و بد رفتاري شده و خود سر و بي مربي و بي سرپرست بار آمده است . از اين رو به بازيگوشي و لا اباليگري و بد مستي گذرانده و از طرف قبيله طرد و دربدر شده است و در جواني به سرودن شعر پرداخته و در اثر هجاي عمروبن هند ، پادشاه حيره در سن كمتر از سي سالگي به امر پادشاه و به دست حاكم ولايت كشته شده است . طرفه شاعري رئاليسم است و ديدگاه وي درباره ي مرگ و زندگي تصويري از روح نامطمئن و مضطربش مي باشد .
بسياري از ادبا معلقه ي او را بر تمام شعر جاهلي برتري مي دهند چون علاوه بر مزاياي شعري واجد فوايد تاريخي و آرايي درباره ي زندگي است .
معلقه ي طرفه در بحر طويل سروده شده و داراي 104 بيت است با اين مطلع :
"لخوله اطلال ببرقه تهمد
تلوح كباقي الوشم في ظاهر اليد"
3 – زهير بن ابي سلمي ( 627 – 530 م )
زهير از تيره مزينه از قبيله ي مضر در نجد به دنيا آمده و مادرش غطفاني بوده است . از اين رو به نزد شخصي عاقل و ثروتمند و زمين گير به نام شامه ي شاعر كه دائي پدرش بوده شاگرد وار به فرا گرفتن شعر و حكمت پرداخته و سپس نزد اوس بن حجر ( پيشواي مكتب اوسي ) طريقه ي شعر گفتن او را آموخته و دنبال كرده است .
زهير در عصر جاهليت به عنوان مردي بزرگ و ثروتمند و حكيم شهرت داشته است و عمر خود را در دلسوزي و پند و اندرز و حق گويي و خير خواهي و ديانت گذرانده است و در اشعارش معاني حكمي فراوان است . از اين رو به شاعر حكيم معروف است .
معلقه زهير در 62 بيت و در بحر الطويل سروده شده است با اين مطلع :
" أمن ام اوفي دمنه لم تكلم بحو مانه الدراج فالمتثلم "
علت سرودن آن پايان يافتن جنگ در بين دو قبيله عبس و ذبيان بوده كه در مدح و سپاس مسببان صلح و ضمناً در دعوت به صفا و سازش و دوستي و ترك جنگ و كشتار سروده است
4- ابوعقيل لبيد بن ربيعه ( 661 – 560 م )
او از اشراف قوم و شجاعان و پهلوانان كارزار بوده و ناتوانان را ياري مي كرده و از واردين و مهمانان به خوبي پذيرايي مي كرده است . او همراه وفد بني عامر به حضور پر نور پيغمبر اسلام مشرف شد و اسلام آورد و سپس قرآن مجيد را حفظ كرد و از سرودن شعر توبه كرد و در زمان خليفه ي دوم به كوفه رفت و در انجا سكونت گزيد و در زمان حكومت معاويه به سال 41 هجري در سن بيش از صد سالگي درگذشت .
قصيده ي معروف او معلقه اش است كه در بحر كامل و در 88 بيت سروده شده است ، با اين مطلع :
"عفت الديار محلها فمقامها
بمني تأبد غولها فرجامها "
5- عمروبن كلثوم :
او از قبيله تغلب كه پدرش رياست قوم را داشته و مادرش ليلي دختر مهلهل است [3]. شاعر در محيط عزت و رياست پرورش يافته و در سن پانزده سالگي به رياست قوم خود رسيده است و در محاكمه اي كه ميان دو قبيله ي تغلب و بكر با حضور عمروبن هند ، پادشاه حيره انجام يافت ، نماينده ي تغلب و وكيل و مدافع آن بوده و مدافع بكر نيز حارث پسر حلزه شاعر بوده است . چون عمروبن كلثوم به واسطه ي غرور و نخوت و جواني از عقل و سياست حارث شكست خورد و در اثر عدم رعايت مقام و احترام پادشاهي ، ملك حيره را آزرده ساخت ، خود و قومش خشمگين از مجلس بيرون آمدند و بالاخره طوري شد كه ملك حيره را در مجلس بكشت و باعث تشديد عداوت در بين تغلب و پادشاهان مناذره و طرفداران آنان و وخامت اوضاع و حوادث ناگوار براي شاعر شد . قسمتي از معلقه اش در اثناي داوري نظم شده و بقيه بعد از قتل پادشاه حيره سروده شده است . اين معلقه به اندازه اي شهرت داشته است كه افراد قبيله ي بني تغلب كوچك و بزرگ ، آن را از بر كرده و با ترنم و آواز مي خوانده اند .
اين معلقه در بحر وافر و داراي 101 بيت است با اين مطلع :
"الاهبي بصحنك فاصبحينا
ولا تبقي خمور الا ندرينا "
6- عنتره بن شداد ( 615 – 525 م )
او از شجاعان بنام و شاعران والامقام جاهليت است مادرش كنيزي حبشي و پدرش از بزرگان بني عبس بوده است . چون مادرش كنيزك بوده است ، پدر او را به فرزندي قبول نكرده و به كارهاي بردگان واداشته تا در جنگي كه با غارتگران درگير شده و دليري و مردانگي از خود نشان داده و آزاد شده است . سپس در جنگهاي زيادي شركت كرده است و در جنگ مشهور داحس و غبراء ، سركرده سپاه و پهلوان ميدان كارزار بوده است
عنتره به عبله دختر عمويش عشق مي ورزيد . ولي او از شاعر نفرت داشته است . عنتره شخصيتي كم نظير و پاك و كريم و شجاع و دور از هر گونه پستي و دنائتي بوده است .
مشهورترين اشعارش معلقه ي اوست در بحر كامل و 81 بيت با اين مطلع :
"هل غادر الشعراء متردم
ام هل عرفت الدار بعد توهم"
7- حارث بن حلزه :
او يكي از بزرگان قبيله بكر بن وائل است كه در اواخر قرن ششم ميلادي در گذشته است . شهرت شاعر در اثر سرودن اين معلقه است . علت نظم آن موضوع داوري در حضور عمربن هند براي حل اختلاف در بين دو قبيله بكر و تغلب بوده است كه شاعر در دفاع از قوم خويش و رد سخنان و ادعاهاي عمر بن كلثوم سروده شده است .
در اين معلقه ، فن خطابه و فنون جنگي و هنر نمايي و مهارت قابل ملاحظه اي به چشم مي خورد .
معلقه ي حارث در بحر خفيف و داراي 82 بيت است با اين مطلع :
"آذنتنا ببينها اسماء
رب ثاو يمل منه الثواء "